چهارمین مناجات ازمناجات های سیدالساجدین علیه السلام
الرّابِعَة: مُناجات الرّاجِين
چهارم: مناجات اميدواران![]()
به نام خداى بخشاينده مهربان![]()
يا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ، وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ، مُناهُ، وَاِذا اَقْبَلَ
اى كه هرگاه بندهاى از او درخواست كند دهدش و هرگاه چيزى را كه نزد او است آرزو كند بدان آرزو رساندش و چون بدو رو كند
عَلَيْهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ، وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْيانِ سَتَرَ عَلى ذَنْبِهِ وَغَطَّاهُ، وَاِذا
به مقام قرب و نزديكى خويشش ببرد و چون به آشكارى گناهش كند پرده بر گناهش كشد و آن را بپوشاند و چون بر
تَوَكَّلَ عَلَيْهِ اَحْسَبَهُ وَكَفاهُ، اِلهى مَنِ الَّذى نَزَلَ بِكَ مُلْتَمِساً قِراكَ
او توكل كند كفايتش كند و بسش باشد خدايا كيست كه بر درگاه تو بار اندازد و ميهماننوازيت خواهد
فَما قَرَيْتَهُ، وَمَنِ الَّذى اَناخَ بِبابِكَ مُرْتَجِياً نَداكَ فَما اَوْلَيْتَهُ، اَيَحْسُنُ
و تو پذيرائيش نكنى و كيست كه مركب نياز خود به دربارت خواباند و اميد بخششت داشته باشد و تو احسانش
اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِكَ بِالْخَيْبَةِ مَصْرُوفاً، وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواكَ مَوْلىً
نكنى آيا خوبست كه من نااميد از درگاهت باز گردم با اينكه جز تو مولايى را كه به احسان نامور باشد
بِالْأِحْسانِ مَوْصُوفاً، كَيْفَ اَرْجُو غَيْرَكَ وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدِكَ، وَكَيْفَ
نشناسم چگونه به جز تو اميد داشته باشم با اينكه هر چه خير است بدست تو است و چگونه
اُؤَمِّلُ سِواكَ وَالْخَلْقُ وَالْأَمْرُ لَكَ، أَاَقْطَعُ رَجآئى مِنْكَ وَقَدْ اَوْلَيْتَنى
به جز تو آرزومند باشم با اينكه خلقت و فرمان از آن تو است آيا براستى اميدم را از تو قطع كنم با اينكه تو
ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِكَ، اَمْ تُفْقِرُنى اِلى مِثْلى وَاَنَااَعْتَصِمُ بِحَبْلِكَ، يا
از فضل خويش به من عطا كردى چيزى را كه من درخواست نكرده بودم يا مرا بمانند خودم نيازمند سازى با اينكه من به رشته تو
مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ، وَلَمْ يَشْقَ بِنَقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ، كَيْفَ
چنگ زدم اى كه به رحمتش سعادتمند گردند قاصدان او و دچار بدبختى و عذاب و كيفرش نشوند آمرزش خواهانش چگونه
اَنْسيكَ وَلَمْ تَزَلْ ذاكِرى، وَكَيْفَ اَلْهُو عَنْكَ وَاَنْتَ مُراقِبى، اِلهى
فراموشت كنم با اينكه تو هميشه به ياد منى و چگونه از ياد تو بيرون روم با اينكه تو هميشه مراقب من هستى خدايا
بِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ يَدى، وَلِنَيْلِ عَطاياكَ بَسَطْتُ اَمَلى، فَاَخْلِصْنى
من به ذيل كرمت دست انداختم و براى دريافت عطاهايت دامن آرزويم را گستردهام پس مرا بوسيله يگانگى
بِخالِصَةِ تَوْحيدِكَ وَاجْعَلْنى مِنْ صَفْوَةِ عَبيدِكَ، يا مَنْ كُلُّ هارِبٍ اِلَيْهِ
خالص خود خالص گردان و از زمره بندگان برگزيدهات قرارم ده اى كه هر گريختهاى به او
يَلْتَجِئُ، وَكُلُّ طالِبٍ اِيَّاهُ يَرْتَجى، يا خَيْرَ مَرْجُوٍّ، وَيا اَكْرَمَ مَدْعُوٍّ، وَيا
پناه برد و هر جويندهاى به او اميد دارد اى بهترين مايه اميد و اى بزرگوارترين خوانده شده و اى
مَنْ لا يَرَدُّ سآئِلَُهُ، وَلا يُخَيَِّبُ امِلَُهُ، يا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعيهِ، وَحِجابُهُ
كسى كه خواهندهاش را دست خالى باز نگرداند و آرزومندش را نوميد نسازد اى كه درگاه او به روى خوانندگانش باز و پردهاش
مَرْفُوعٌ لِراجيهِ، اَسْئَلُكَ بِكَرَمِكَ اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطآئِكَ بِما تَقِرُّ بِهِ عَيْنى، وَمِنْ
براىاميدواربهاوبالا زده است از تو خواهم به بزرگواريت كه بر من بخشى از عطاى خويش به حدى كه ديدهام بدان روشن گردد و از
رَجآئِكَ بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى، وَمِنَ الْيَقينِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَىَّ مُصيباتِ الدُّنْيا،
اميدت بدان مقدار كه خاطرم اطمينان يابد و از يقين بدان اندازه كه پيشآمدهاى ناگوار دنيا بر من آسان گردد
وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصيرَتى غَشَواتِ الْعَمى، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
و بوسيله آن پردههاى سياه كوردلى از ديده دل دور شود به رحمتت اى مهربانترين
مهربانان
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
مناجات خمسه عشرالثّالِثة: «مُناجات الخآئِفينَ سوم: مناجات خائفان
به نام خداى بخشاينده مهربان
اِلهى اَتَراكَ بَعْدَ الْأيمانِ بِكَ تُعَذِّبُنى، اَمْ بَعْدَ حُبّى اِيَّاكَ تُبَعِّدُنى، اَمْ
خدايا آيا چنان مىبينى كه پس از ايمان آوردنم به تو مرا عذاب كنى يا پس از دوستيم به تو مرا از خود دور
مَعَ رَجآئى لِرَحْمَتِكَ وَصَفْحِكَ تَحْرِمُنى، اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى بِعَفْوِكَ
كنى يا با اميدى كه به رحمت و چشمپوشيت دارم محرومم سازى يا با پناه آوردنم به عفو و گذشتت
تُسْلِمُنى، حاشا لِوَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ تُخَيِّبَنى، لَيْتَ شِعْرى اَلِلشَّقآءِ
مرا بدست دوزخ سپارى؟ هرگز! از ذات بزرگوار تو دور است كه محرومم كنى، اى كاش مىدانستم كه آيا مادرم مرا
وَلَدَتْنى اُمّى اَمْ لِلْعَنآءِ رَبَّتْنى، فَلَيْتَها لَمْ تَلِدْنى وَلَمْ تُرَبِّنى، وَلَيْتَنى
براى بدبختى زائيده يا براى رنج و مشقت مرا پروريده؟ كاش مرا نزائيده و بزرگ نكرده بود
عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ جَعَلْتَنى، وَبِقُرْبِكَ وَجِوارِكَ خَصَصْتَنى،
و كاش مىدانستم اى خدا كه آيا مرا از اهل سعادت قرارم داده و به مقام قرب و جوار خويش مخصوصم گرداندهاى
فَتَقَِرَّ بِذلِكَ عَيْنى، وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسى، اِلهى هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ
تا چشمم بدين سبب روشن گشته و دلم مطمئن گردد خدايا آيا براستى سياه كنى چهرههايى را كه در
ساجِدةً لِعَظَمَتِكَ، اَوْ تُخْرِسُ اَلْسِنَةً نَطَقَتْ بِالثَّنآءِ عَلى مَجْدِكَ
برابر عظمتت به خاك افتاده يا لال كنى زبانهايى را كه به ثناگويى درباره مجد
وَجَلالَتِكَ، اَوْ تَطْبَعُ عَلى قُلُوبٍ انْطَوَتْ عَلى مَحَبَّتِكَ، اَوْ تُصِمُ
و شوكتت گويا شده يا مُهر زنى بر دلهايى كه دوستى تو را در بردارد يا كَر كنى
اَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِكْرِكَ فى اِرادَتِكَ، اَوْ تَغُلُّ اَكُفّاً رَفَعَتْهَا
گوشهايى را كه به شنيدن ذكرت در ارادت ورزى به تو لذت برند يا ببندى به زنجير كيفر دستهايى را
الْأمالُ اِلَيْكَ رَجآءَ رَاْفَتِكَ، اَوْ تُعاقِبُ اَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِكَ حَتّى
كه آمال و آرزوها به اميد مِهرت آنها را به سوى تو بلند كرده يا كيفر كنى بدنهايى را كه در طاعتت كار كرده تا
نَحِلَتْ فى مُجاهَدَتِكَ، اَوْ تُعَذِّبُ اَرْجُلاً سَعَتْ فى عِبادَتِكَ، اِلهى لا
به جايى كه در راه كوشش براى تو نزار گشته يا شكنجه دهى پاهايى را كه در پرستشت راه يافته خدايا
تُغْلِقْ عَلى مُوَحِّديكَ اَبْوابَ رَحْمَتِكَ، وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقيكَ عَنِ
درهاى رحمتت را به روى يكتا پرستانت مبند و مشتاقانت را از
النَّظَرِ اِلى جَميلِ رُؤْيَتِكَ، اِلهى نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحيدِكَ كَيْفَ
مشاهده جمال ديدارت محروم مكن خدايا نفسى را كه به وسيله توحيد و يگانه پرستيت عزيز داشتهاى چگونه
تُذِلُّها بِمَهانَةِ هِجْرانِكَ، وَضَميرٌ انْعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِكَ، كَيْفَ تُحْرِقُهُ
به خوارى هجرانت پست كنى و نهادى را كه با دوستى تو پيوند شده چگونه به
بِحَرارَةِ نيرانِكَ، اِلهى اَجِرْنى مِنْ اَليمِ غَضَبِكَ، وَعَظيمِ سَخَطِكَ، يا
حرارت آتشت بسوزانى خدايا پناهم ده از خشم دردناك و غضب بزرگت اى
حَنَّانُ يا مَنَّانُ، يا رَحيمُ يا رَحْمنُ، يا جَبَّارُ يا قَهَّارُ، يا غَفَّارُ يا سَتَّارُ،
مِهرورز اى پربخشش اى مهربان اى بخشاينده اى داراى بزرگى و عظمت اى به قهر گيرنده اى پردهپوش
نَجِّنى بِرَحْمَتِكَ مَنْ عَذابِ النَّارِ وَفَضيحَةِ الْعارِ اِذَاامْتازَ الْأَخْيارُ
نجاتم ده به رحمت خود از عذاب دوزخ و رسوايى ننگ (يا برهنگى) در آن هنگام كه نيكان
مِنَ الْأَشْرارِ، وَحالَتِ الْأَحْوالُ وَهالَتِ الْأَهْوالُ، وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ،
از بدان جدا گردند و احوال دگرگون شود و هراسها مردم را فراگيرد و نزديك و مقرب شوند نيكوكاران
وَبَعُدَ الْمُسيئُونَ وَوُفّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ
و دور گردند بدكاران و به هر كس هر چه كرده است داده شود و ستم به ايشان نشود
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
سلام
خدایا
من خیلی دلم میخواهد به راه راست برم امااین مشکلات سرراهمه
الثَّانية: «مُناجات الشَّاكين![]()
دوم: مناجات شكايت كنندگان![]()
به نام خداى بخشنده مهربان![]()
اِلهى اِلَيْكَ اَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ اَمَّارَةً، وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً
خدايا به سوى تو شكايت آورم از نفسى كه مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد
وَبِمَعاصيكَ مُولَعَةً، وَلِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً، تَسْلُكُ بى مَسالِكَ
و به نافرمانيهايت حريص است و به موجبات خشمت دست درازى كند مرا به راههايى كه
الْمَهالِكِ، وَتَجْعَلُنى عِنْدَكَ اَهْوَنَ هالِكٍ، كَثيرَةَ الْعِلَلِ، طَويلَةَ الْأَمَلِ، اِنْ
منجر به هلاكت مىشود مىكشاند و بصورت پستترين نابودشدگان درم آورد بيماريهايش بسيار و آرزويش دراز
مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ، وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ، مَيَّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ،
است اگر شرى به او رسد بىتاب شود و اگر خيرى نصيبش گردد سركشى كند به اسباب بازى و سرگرميهاى بيهوده
مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ، تُسْرِ عُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ، وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ،
بسيار متمايل و از بىخبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردايم كند
اِلهى اَشْكُو اِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنى، وَشَيْطاناً يُغْوينى، قَدْ مَلَأَ
خدايا به تو شكايت آورم از دشمنى كه گمراهم كند و شيطانى كه مرا از راه بدر برد سينهام را پر از
بِالْوَسْواسِ صَدْرى وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى، يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى،
وسوسه كرده و تحريكات زهرآگينش قلبم را احاطه كرده به هوا و هواسم كمك كند
وَيُزَيِّنُ لى حُبَّ الدُّنْيا وَيَحُولُ بَيْنى وَبَيْنَ الطَّاعَةِ وَالزُّلْفى، اِلهى
و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدايا
اِلَيْكَ اَشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً، وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً،
پيش تو شكوه آرم از دلى كه سخت شده و بدست وسوسهها بگردد و به زنگ (خودبينى) و خوى زشت پوشيده شده،
وَعَيْناً عَنِ الْبُكآءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً، وِ اِلى ما تَسُرُّها طامِحَةً، اِلهى
و از ديدهاى كه به هنگام گريه كردن از خوف تو خشك است ولى براى نگريستن به مناظر خوشآيندش خيره و حريص است خدايا
لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِقُدْرَتِكَ، وَلا نَجاةَ لى مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاَّ
جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز
بِعِصْمَتِكَ، فَاَسْئَلُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ، وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ، اَنْ لا تَجْعَلَنى
نگهدارى تو پس از تو مىخواهم به حكمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت كه مرا تنها در معرض
لِغَيْرِ جُوْدِكَ مُتَعَرِّضاً، وَلا تُصَيِّرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكُنْ لى عَلَى
جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى
الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُيُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاءِ واقِياً،
بر دشمنان يارى كنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم كنى
وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً بِرَأْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترين مهربانان
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
سلام :خيلي از ماها بلد نيستيم به خدا چي بگيم وچطور دعا کنیم امام سجاد عليه السلام مناجاتي دارند به نام مناجات خمسه عشر ببينيم چطوربا خدا صحبت ميفرمايند
بنام خداى بخشاينده مهربان![]()
خدايا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم كرده و دورى از تو جامه
بيچارگى بر تنم افكنده و بزرگ جنايتم دلم را ميرانده پس تو زندهاش كن به بازگشت خودت (بسوى من) اى آرزو
و مقصودم و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزندهاى نيابم
و براى شكستگيم جز تو شكستهبندى نبينم و من بوسيله آه و ناله كردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته و با زارى كردن
در برابرت خود را به خوارى كشاندم پس اگر توام از درگاه خويش برانى در آنحال به كه روآورم؟ و اگر توام
از نزد خويش بازگردانى به كه پناه برم؟ و بس افسوس از شرمندگى و رسواييم و اى دريغ
از كار بد و گناهانى كه بدست آوردهام از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شكستهبند
استخوان شكسته كه ببخشى بر من گناهان نابود كنندهام را و بپوشى بر من كارهاى پنهانى
رسواكننده را و مرا در بازار قيامت از نسيم جانبخش عفو و آمرزشت محروم نفرمايى و از
لباس زيباى گذشت و چشمپوشى خود برهنهام نكنى خدايا سايه ابر رحمتت را بر گناهانم بينداز
و ابرريزان مهربانى و رأفتت را براى شستشوى عيبهايم بفرست خدايا آيا
بنده فرارى جز به درگاه مولايش به كجا بازگردد؟ يا آيا كسى جز او هست كه وىرا از خشم او پناه دهد؟

معبودا
اگر پشيمانى بر گناه توبه محسوب شود پس به عزتت سوگند كه براستى من از پشيمانانم
و اگر آمرزش خواهى از خطا آنرا پاك كند پس براستى من از آمرزش خواهانم
خدايا تو را سزد كه مرا مؤاخذه كنى تا گاهى كه خوشنود شوى خدايا به همان قدرتى كه بر من دارى توبهام بپذير و به بردباريت
از من بگذر و به همان علمت كه به احوالم دارى با من مدارا كن خدايا تويى كه درى از عفو خود
بسوى بندگانت باز كردى و نامش را توبه گذاردى و فرمودى «بسوى خدا بازگرديد با توبه
صادقانه» پس ديگر چه عذرى دارد آن كس كه از وارد شدن در اين در باز شده غفلت ورزد خدايا اگر براستى
سرزدن گناه از بندهات زشت است ولى گذشت نيز از نزد تو نيكو است معبودا من نخستين كسى نيستم
كه نافرمانيت كرده و توبه پذيرش گشتهاى و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان
كردهاى، اى پذيرنده بيچاره اى غمزدا اى بزرگ احسان اى داناى اسرار نهان اى
نيكو پردهپوش شفيع گردانم نزد تو جود و كرمت را و توسل جستم به حضرتت و به مهربانيت
در پيش تو پس دعايم مستجاب كن و اميدم را درباره خودت به نوميدى مبدل مكن
و توبهام را بپذير و گناهم را به كرم و مهربانى خود ناديده گير اى مهربانترين مهربانان
التماس دعا متن عربي دعا در ادامه
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
![]()

باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز ،
سالهاست که در گوش من آرام ، آرام
خش خش گام تو تکرار کنان ،
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم:
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت؟!
شعرزیبااز{حمیدمصدق}
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
سلام
مدينه: چه اتفاقي افتاده؟
روزهايي كه همه خوشحال بودندكه بهترين امت هستند هراتفاقي كه مي افتاد سراغ پيامبر صلي الله عليه واله ميرفتند
به جانشيني اميرالموئمنين اطمينان داشتند گواه اين مطلب عيد غدير بود كه همه آمدند خدمت آقا وتبريك گفتند واظهار خوشحالي كردند
نقل همه مجالس جانشيني بهترين وشجاعترين مرد عرب بعد ازپيامبر صلي الله عليه واله بود
پس چي شد ؟!
چراعلي(عليه السلام )خونه نشين است!!؟
چرافاطمه(سلام الله عليها) بهترين دختر عرب ؛(ام الائمه مادر امامان) وكسي را كه پيامبراكرم صلي الله عليه واله درموردشان فرمودند كسي كه فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته است وكسي كه اورا اذيت كد من رااذيت كرده است اينطور روزگاري دارد؟!!!
شب وروز گريه ميكند!!
مگر چه ظلمي به او شده است كه از خدا وفاتش را درخواست ميكند؟
قضيه فدك چيه؟مگر فدك ملك ايشان نيست؟
پس چرافدك راازايشن گرفتندوغصب كردند؟؟؟؟
چرادختر هجده ساله رسول خدا دست به كمر راه ميرود؟؟!!
چرادرب منزلشان آتش گرفته است!!

چراايشان در هجده سالگي ازدنيا رفتند!!!
مرقد مطهرشان كجاست؟ پس كي تشييع جنازه ايشان بود ؟چرامخفيانه ؟؟
راستي روزي را كه با عجله به طرف مسجد تشريف بردند وخطبه خواندند چه فرمودند؟
درادامه خطبه فدكيه حضرت را مي خوانيم....
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
سنگ صبور
رفیق من
سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشقو امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در سه شنبه هفتم خرداد 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
سلام انشالله که اهل عمل کردن باشیم ونه فقط ناقل
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )
ان السعید، كل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند(به معنای) كامل و حقیقی كسی است كه امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
(مجمع الزوائد علامه هیثمى ، ج 9 ، ص 132)
شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند ، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و کسي که با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده ، در صورتي که از اوامر ما سرپيچي کنند و نواهي و موارد پرهيز را محترم نشمرند ، از شيعيان واقعي ما نخواهند بود ، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود ، ولي بعد از پاک شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا ، يا تحمل مشکلات و شدائد روز قيامت و يا قرار گرفتن اندک زماني در طبقات بالاي جهنم و چشيدن عذاب ، تا اينکه ما به خاطر دوستي شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد .
(بحار الانوار ، ج 68، ص 155 )
حضرت علي و فاطمه ( عليهما السلام ) در تقسيم وظايف زندگي زناشويي از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) راهنمايي خواستند . فرمودند : کارهاي داخل منزل را فاطمه ( عليها السلام ) و کارهاي بيرون منزل را علي ( عليه السلام ) انجام دهد .
پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) با خوشحالي فرمود : " جز خدا کسي نمي داند که از اين تقسيم کار تا چه اندازه خوشحال شدم ، زيرا رسول خدا مرا از انجام کارهايي که مربوطبه مردان است بازداشت " .
(بحار الانوار ، ج 43، ص 81 )
آن لحظه اي که زن در خانه خود مي ماند ، ( و به امور زندگي و تربيت فرزند مي پردازد ) به خدا نزديک تر است .
(بحار الانوار ، ج 43، ص 92 )
پروردگارا ! بزرگا ! به حق پيامبراني که آنها را برگزيدي و به گريه هاي حسن و حسين در فراق من ، از تو مي خواهم گناهکاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايي .
(ذخائر العقبي ، ص 53- کوکب الدري ، ج 1 ، ص 196 )
مردي نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست که داخل خانه شود . فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور کرد . پيغمبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور کردي و حال اين که اين مرد
نابينا تو را نمي بيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد ، " اگر او مرا نمي بيند ، من او را مي نگرم ، و اگر چه او نمي بيند اما بوي زن را استشمام مي کند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مي دهم که تو پاره تن مني ".
(بحار الانوار ، ج 43، ص 91 )
اما حقانيت من در مالکيت فدک ، همانا خداوند بزرگ آيه " آت ذاالقربي حقه " را وقتي در قرآن کريم بر رسول خدا نازل فرمود ، من و فرزندانم نزديکترين مردم به پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) بوديم ، پس رسول خدا فدک را به من و فرزندانم هديه فرمود .
(مستدرک الوسايل ، ج 7 ، ص 291 )
نوشته شده توسط محمد ايزانلو در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت موضوع | لينک ثابت
السلام علیک یافاطمه الزهرا
زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها را گذاشتم که خیلی ثواب داره التماس دعا![]()
يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُالَّذى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ
اى آزموده آزمود تو را خدائى كه تو را آفريد پيش از آنكه تو را بيافريند پس دريافت تو را در برابر آزمايشش
صابِرَةً، وَزَعَمْنااَ نَّا لَكِ اَوْلِيآءُ وَمُصَدِّقُونَ، وَصابِرُونَ لِكُلِّ ما اَتانا بِهِ اَبُوكِ،
شكيبا و ما پيش خود چنين عقيده داريمكه دوستان توئيم و باور داريم و شكيبائيم به تمام آنچه پدرت صلى اللّه
صَلَّى اللَّهُعَلَيْهِ وَ الِهِ وَاَتى بِهِ وَصِيُّهُ، فَاِنَّا نَسْئَلُكِ اِنْ كُنَّا صَدَّقْناكِ اِلاَّ اَ لْحَقْتِنا
عليه و آله براى ما آورده و هم چنين آنچه را وصيش آورده است اكنون از تو خواهيم اگر براستى در اين عقيده به تو راست مىگوئيم
بِتَصْديقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ اَنْفُسَنا بِاَ نَّا قَدْ طَهُرْنا بِوَلايَتِكِ. و مستحبّ است
با همين راستگوئيمان ما را به آن دو بزرگوار برسانى تا مژده دهيم خود را به اينكه ما بوسيله دوستى تو حتماً پاك شدهايم * * * *
نيز آنكه بگويد: اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ
* * * * * * * * سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر
نَبِىِّ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ حَبيبِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَليلِ
پيغمبر خدا سلام بر تو اى دختر حبيب خدا سلام برتو اى دختر خليل
اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ صَفِّىِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمينِ اللَّهِ،
خدا سلام بر تو اى دختر برگزيده خدا سلام بر تو اى دختر امين خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَفْضَلِ
سلام بر تو اى دختر بهترين خلق خدا سلام بر تو اى دختر بهترين
اَنْبِيآءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِّيَةِ،
پيمبران خدا و رسولانش و فرشتگانش سلام بر تو اى دختر بهترين مخلوقات
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا سِيِّدَةَ نِسآءِ الْعالَمينَ، مِنَ الْأَوَّلينَ وَالْأ خِرينَ،
سلام بر تو اى بانوى زنان جهانيان از اولين و آخرين
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا زَوْجَةَ وَلِىِّ اللَّهِ، وَخَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ
سلام بر تو اى همسر ولىّ خدا و بهترين خلق پس از رسول خدا سلام
عَلَيْكِ يا اُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، اَلسَّلامُ
بر تو اى مادر حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت سلام
عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصِّدّيقَةُ الشَّهيدَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ
بر تو اى صديقه شهيده سلام بر تو اى خوشنود از خدا
الْمَرْضِيَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْفاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ، اَلسَّلامُ
و پسنديده حق سلام بر تو اى با فضل و پاكيزه سلام
عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْحَوْرآءُ الْأِنْسِيَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ،
بر تو اى حُوروَش از جنس آدمى سلام بر تو اى پرهيزكار پاكيزه
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَليمَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ
سلام بر تو اى هم سخن با فرشتگان و اى دانا سلام بر تو اى ستمديدهاى
الْمَغْصُوبَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ
كه حقت را بناحق بردند سلام بر تو اى ستم كشيدهاى كه مقهور دشمنان گشتى سلام بر تو
يا فاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ
اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت خدا و بركاتش درود خدا بر تو
وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ، اَشْهَدُ اَ نَّكِ مَضَيْتِ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ، وَاَنَ
و بر روح تو و بدنت گواهى دهم كه براستى تو از اين جهان رفتى با برهانى روشن از جانب پروردگارت و بطور
مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ، وَمَنْ جَفاكِ فَقَدْ
مسلّم هر كه تو را شادان كرد رسول خدا را شادان كرده - كه درود خدا بر او وآلش - و هر كه بر تو جفا كرد
جَفا رَسُولَاللَّهِ صَلَّىاللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ، وَمَنْ آذاكِ فَقَدْ آذى رَسُولَ اللَّهِ
به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله جفا كرد و هر كه تو را آزرد قطعاً رسول خدا
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ، وَمَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ